حرف های بدیهی ای که همه بلدند...

خرید بک لینک

لطفاً سر و ته پلاسکو را با بهانه قرار دادن فداکاری چند آتشنشان یا حتی گرفتن انگشت اتهام به سمت مدیریت شهریِ شهرِ تهران هم نیاورید. اگر فقط پلاسکو بود فقط آقای شهردار مقصر بود و نفرین القاییان اثر کرده بود. این روزها کشور درگیر است و این را دیگر ننه جون آن آقا هم میداند. هزار پلاسکو در تهران وجود دارد که منتظر یک زلزله است. هنوز کسی پیدا نشده که به من و شما جواب بدهد چرا هوای تهران همیشه محتاج باد و باران است، چرا غرب و جنوب کشور باید اینقدر درگیر گرد و خاک بشود، چرا در سیستان یک عده باید برای حقوقی که قانون اساسی برایشان تعریف کرده محتاج کمک های تبلیغاتی آقایان شوند، چرا باید کولبری وجود داشته باشد که زیر بهمن بماند، چرا دیگر همه از بحران آب خبر دارند و طرحی برای مدیریت آب وجود ندارد...

نمی خواهم یک طرفه به قاضی بروم: متوجهم که هر شهر بزرگی مشکل آلودگی دارد؛ میدانم بخش بزرگی از مشکلات زیست محیطی محصول خشم طبیعت است؛ میدانم همه جای دنیا اقتصاد بالا و پایین دارد. اما این را هم میدانم که هیچ مدیریت کلانی وجود ندارد. مدیریت کلان میبایست خیلی پیشتر از اینها- خیلی پیشتر از اینکه ما بحران را درک کنیم- فعالیت را شروع میکرد. راستش اصلا نمیدانم تصمیمهای کلان دیگر میتواند پذیرش مردمی پیدا کند یا نه؛ نمیدانم دیگر کسی به شما اعتماد خواهد کرد یا نه.

واقعیت این است اگر هم مدیریتی بوده یا هست، معطوف چیزی غیر از زندگی مردم است؛ حواسش به امنیت ساختار است. اگر بقیۀ چیزهایی که برای ما مردم مهم است برای تصمیم سازان مهم میشود به این خاطر است که عواقبش ساختار را تهدید نکند. این است که برای من حاتم بخشیهای ضربتی ارباب مهربان فقط نشان از فرصتطلبی دارد. آرزو میکنم همینجور تصمیمها هم اثرگذار باشد ولی واقعیت این است که بوی بهبود نمیشنوم؛ وقتی پس از 4 دهه هنوز در مورد اینکه منافع ملیمان چیست توافق وجود ندارد چه امید بهبودی...

و اینکه بدون تعارف هر کس قدرتش و تأثیرگذاریش بیشتر بوده تقصیرش هم بیشتر است و خدواند سایۀ چوپان و سگهایش را کماکان بر سر گلۀ ما مستدام دارد...

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 11:54 توسط هرمس |
هرمس...

ما را در سایت هرمس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 18:00

صفحه بندی