195

خرید بک لینک

دیروز ده قسمت مستند «آخرین روزهای زمستان» را یکجا دیدم. راستش را بخواهید پای این فیلم هم میتوانید بخندید، هم عصبانی شوید، هم اشک بریزید و هم به خودتان ببالید. مستند-درام قشنگی است و جدا از سوژهای که به آن پرداخته- یعنی حسن باقری- از جهت هنری هم ارزشمند است. برای صدایهای واقعی بیسیمها و سایر صداهای موجود تصویر سازی شده است و زوایای دوربین هم به باورپذیری این تصاویر کمک میکند. به نظرم میرسد فیلم روی یک نکتۀ بسیار مهم انگشت میگذارد که کم سابقه است: مشارکت کنندگان این جنگ با وجود همۀ اهداف مقدسی که بسیاریشان داشتند انسان هستند و پر از نقاط ضعف و قوت:

1 خاطرهگوییهای خانوادۀ حسن خیلی صمیمی و به دور از تکلف است- برادرش در حال حاضر یک مقام بلند پایۀ نظامی در ایران است. فیلم بر خلاف بسیاری از آثار مربوط به جنگ- چه سینمایی و چه مستند- کم کلیشه است. شخصیت اول داستان واقعی و باورپذیر است؛ بچهای ریزه میزه، شیطان، درسنخوان، پرندهباز و البته مثل همنسلانش آرمانگرا. او اصلاً از آن جنس نماز شبخوانهای پاک و عارف مسلک معرفی نشده است. [البته شاید اهل نماز شب و دعا هم بوده ولی به نظرم کارگردان نخواسته خود را درگیر کلیشهای بکند که میتوانسته به پیام اصلی فیلم ضربه بزند.] جالب اینجا است که یک جایی برای فرار از سربازی و درگیر نشدن در جنگی که ممکن است بین ایران و عراق- در دورۀ پهلوی- شکل بگیرد و به گفتۀ او مسلمان کشی است، میرود دانشگاه درس میخواند. این را هم بگویم که جای روایتها و داستانهای همسرش در این میان خالی است که احتمالاً یکسری ملاحظات خانوادگی و محذوریتهای فرهنگی، دست و پای کارگردان را بسته است.

2 نکتهای که در مورد باقری مهم است و برادرش هم اشاره میکند- و اخراجیهای یک دهنمکی هم به درستی بر آن اصرار دارد- این است این آدم هم یکی مثل ما است و یکباره از آسمان نازل نشده است. راستش مردان قوی و اثرگذار تا حدی هم محصول شرایط زمانهشان هستند.

3 یک جایی از فیلم تصویر رزمندهای در حال سیگار کشیدن نشان داده میشود که به نظرم این تصویر کوتاه هم تأکیدی نمادین است بر همین عادی بودن انسانهای جنگ.

4 فیلم در مورد روابط ارتش و سپاه و نقطه ضعفهایی که هر کدام داشتند و نیز در مورد خطاهای فرماندهان حرفهای جدید و کم و بیش منصفانهای زده است. جالب اینجا است که این تضاد ارتش-سپاه در بین خود رزمندهها هم وجود دارد و به نظرم خیلی شبیه تضاد بین متخصص باسابقه و جوان خلاق و خام است. این تضادها در شرایط حساس جنگ و وقتی هدف اصلی پر رنگ است محو میشود. علاوه بر تضادهای میان ارتش و سپاه رد پای کمرنگی هم از رقابتهای قومی وجود دارد؛ رقابت تبریزیها با اصفهانیها.

5 حتماً سر فرصت پی میگیرم که دفتر خاطراتش را اگر دم دست باشد بخوانم. خیلی دوست دارم موضعگیریاش را در مورد ماجراهای سیاسی آن سالها- ماجرای سفارت، عزل بنیصدر، درگیری مجاهدین خلق و...- دقیقتر بدانم. به نظرم می رسد با خواندن آن شاید بهتر بتوانیم بین باقری به عنوان یک فرماندۀ از جان گذشته و قابل احترام با افشردیای (اسم اصلی شهید غلامحسین افشردی است) که مواضع سیاسیاش شاید چندان مطابق میل ما نیست تفکیک کنیم؛ یعنی در عین اینکه دوستش داریم و برایش احترام قائلیم منتقدش هم باشیم و البته درکش کنیم. فهم همین یک قلم به ما کمک خواهد کرد تا از این نگاه صفر و یکیای که نسبت به امثال سردار همدانی (یکی از فرماندهان جنگ هشت ساله، مسئول امنیت پایتخت در انتخابات 88 و کشته شدۀ جنگ سوریه) و "شهدای مدافع حرم" داریم فاصله بگیریم.

به نظر من بزرگی این جنگ وقتی خودش را نشان می دهد که بفهمیم همین آدم های معمولی دور و برمان در دوره ای به شکل عجیبی غیرمعمولی شده اند و کارهایی کرده اند که حتی خودشان هم فکر نمیکردند توانش را داشته باشند.

هرمس...

ما را در سایت هرمس دنبال می‌کنید

برچسب: 1950s,1957 chevy,1950s fashion,1950 chevy truck,1955 chevy truck,1955 chevy,1959 cadillac,195 accident,1957 chevy truck,1957 chevy bel air, نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 18:46

صفحه بندی